خرید بک لینک

رفتم توی بینگ برای کلمه ی شهادت سرچ عکس بکنم...همه عکسها تاریک...مگه از شهادت سفید تر و نورانی تر هم داریم؟

دنبال نور گشتم، همه اش لامپ بود و نهایتا خورشید!

واقعا این دنیای مجازی بیشتر از این نمیفهمه؟؟؟

:/

برچسب: دنیا, نویسنده: ستایش محبی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 12:59

بسم الله لذت تنبیه رو مدتیه که میفهمم.اینکه ببینی کسی هست که تنبیهت کنه.یعنی کسی هست که حواسش بهت هست ، خیرت رو میخواد، دوستت داره و برای اشتباهاتت تنبیهت میکنه. اینکه ببینی بیخیالت نشدن و هنوزم میخوان که درست رفتار کنی امیدوارت میکنه. شاید اگر این رو نمیدونستم از بیست سی دقیقه بعد اذون بیدار شدن یا خواب رفتن سر دعای عرفه ای که خیلی منتظرش بودم خیلی خیلی بیشتر از اینها ناراحت میشدم. پریروز به محض

برچسب: تنبیه,قرار, نویسنده: ستایش محبی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 12:59

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است صبح فردا بدنش ... مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع امشب برای شما گریه نکردم آقا... آمدم نشستم در خیمه تان و فقط برای فردای خودم اشک ریختم( اگر ریختم) سالهاست هنوز معلوم نکرده ام معلومم نشده عاشورا حسینی ام یا یزیدی ، زینبی ام یا شامی... امسال به لطف هیئت میدانم با این چیزی که هستم عاشورا قطعا حسینی نیستم! فوق فوقش خیلی باشم جزء آن ترسوهای صلح طلبی هستم که گو

برچسب: انتخاب, نویسنده: ستایش محبی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 12:59

عزیزان من! در درون خودتان صحنهای از ارتباط با خدای متعال بیارایید. این چیزی است که در زندگی شخصی، در زندگی سیاسی، در ادارهی کشور، در دم مرگ، در عرصهی محضر پروردگار، در یوم الشّهود، در لقاء با اولیاءاللَّه و انشاءاللَّه در بهشت برین پروردگار به کار شما خواهد آمد. رابطهتان را با خدای متعال محکم کنید؛ حرف بزنید و از او بخواهید. مخلصانه و صادقانه با او پیمان ببندید و به آن پیمان متعهّد بمانید. ش

برچسب: ارتباط, نویسنده: ستایش محبی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 12:59

بسم الله

.

.

.

.

.

.

عاشقان...رفته اند ...سوی او...بس کن این جسنجو

ای دریغ...از سفر...کوه به کوه... با من از او بگو

عاشقان...رفته اند... در پی معشوق خویش

عابدان...سر نهند... در ره معبود خویش

بد به حال کسی... که چو من تنها بماند

بی صدا گریه کن... گریه کن از بود خویش

...

برچسب: عاشق, نویسنده: ستایش محبی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 12:59

یا رب المربوبیننگاه میکنم به رو به رویم و میخوانم: احساس حضور خدا در همه حال، همه مسائل را حل میکند.نگاهم را می گردانم و روی عکس او، روی چشمهایی که از آن عالم با آدم حرف میزند، می مانم... تغییر! او چطور ناگهان این همه تغییر کرده؟؟؟این قدرت تغییر را از کجا آورده؟با چه توشه ای ؟؟؟ چطور توانسته انقلاب کند و بسوزاند و بماند پای تصمیمش تا ...؟احساس حضور خدا...حضور خدا...خدا...چرا من همیشه فکر میکنم خو

برچسب: تغییر, نویسنده: ستایش محبی تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 22:09

بسم الله

تأثیرپذیرى و رنج و شادى تو، نشان دهنده قدر و درجه وجودى توست و باید محاکمه شود که چرا این طبیعت را نگه داشته ام، که از فلان حرف، فلان عمل و فلان برخورد، خوشحال و یا ناراحت شوم. من میتوانم با دگرگون کردن توقّع ها، تحمّل هایم را زیاد کنم.

نامه هاى بلوغ، ص۳۰.

برچسب: محاکمه, نویسنده: ستایش محبی تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 22:09

بسم اللهاین روزها به این فکر میکنم که تموم روابط یه قرارداده، بجز یه رابطه.اینکه من در چه کشوری، چه شهری، چه خونواده ای به دنیا فرستاده بشم یه چیز قراردادیه نه اصیل.تنها رابطه ی اصیل، رابطه ی انسان با خداست.تنها رابطه ای که در لحظات حساسی که انسان تجربه میکنه، همچنان موضوعیت داره فقط این رابطه است. بقول قرآن وقتی توی کشتی هستی و طوفان میشه...وقتی در صور دمیده میشه و اون اوضاع وحشتناک به وجود میاد.

برچسب: نویسنده: ستایش محبی تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 22:09

صفحه بندی